محمدتقى نورى

219

اشرف التواريخ ( فارسي )

سوار مىشوند و تعقيبات صلات « 1 » مستمرا محوّل به سر سوارى است ، به نوعى كه اوّل طلوع مىبايد شكاريان در شكارگاه همگى جابه‌جا باشند و اين قاعده هرگز اختلاف نكرده « 2 » و ابتدا به شكار تازى و بعد به صيد چرخ مىپردازند . « 3 » چون طبع انور را از كثرت « 4 » شكار ملالى پديد آمد « 5 » ، از « 6 » ظهر گذشته در « 7 » مرغزارهاى نزه دلگشا و سرچشمه‌هاى باصفا خيام استراحت اقتضا را ( 82 ب ) نصب كرده ، « 8 » در آنجا نزول اجلال « 9 » ارزانى و مايده و طعام بىاندازه و نعمت‌هاى الوان با تكلّفات تازه « 10 » حاضر مىسازند و اين قاعده نيز استمرار يافته است كه جميع حاضرين ركاب ، از امير و وزير و غلامان و سپاهيان آنچه باشند ، تمامى از كارخانهء مباركه از انواع اطعمه و اشربه حظّى وافر و بهرهء متكاثر مىگيرند و هيچ آفريده را قدرت آن نيست كه باوجود آن سفرهء عنايت عام و خوان نعمت تمام سفره خاصى جهت خود گشايد يا به چرب و شيرين مخصوص خود پنجه گشايد و در هيچ بار كمتر از هزار سوار ملتزم ركاب سعادت‌مآب نمىباشد . از بركت همّت شاهزادهء و الا نهمت همگى محظوظ مىشوند و در اكثر اوقات در آنجا كه محل اقامت و اكل و شرب است بسيارى از نعمت‌هاى الوان كه بهرهء وحوش و طيور بيابان است به جا مىماند و به عواطف واهب بىمنّت و بخشندهء بىظنّت از گشاده‌رويى اين شاهزادهء نيك‌خو همواره يسر به روى اقبالش باز و نسايم افتتاح بر گلزار احوالش در اهتزاز است . باوجود اخراجات كليّه كه درين سرحد و ثغور از آمدوشد افغانيه و اوزبكيه و تركمانيه و انعام و صلات وافره كه على الاتصال به وقوع مىرسد ، هرگز اولياى دولت دوران عدّتش روى درماندگى نديده‌اند . ديگر از خصايص آن‌جناب آنكه در هنگام بذل و بخشش چين بر جبين مبارك نيفكنده ، اگر تاج و كمر بلكه صد گنج گهر بذل فرموده باشند ، باز اظهار خجالت فرموده ، آن را در مقابل همّت بلند بسيار كم مىشمارند و درين مدّت كه از محمل صبا پا به محفل رشد نهاده‌اند ،

--> ( 1 ) . مج : صلوة . ( 2 ) . مج : نكرده است . ( 3 ) . مج : « مىپردازند » ندارد . ( 4 ) . مج : ازين نوع . ( 5 ) . مج : رو مىدهد . ( 6 ) . مج : « از » ندارد . ( 7 ) . مج : آن‌وقت در . ( 8 ) . مج : خيام راحت انتما نصب گرديده . ( 9 ) . مج : اجلال را . ( 10 ) . مج : طعام فراوانى .